هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

نبودن شورای نگهبان تصویری که تصورش رعب آور است؛

تصویری که از ایران در ذهن ها ممکن است در صورت نبود نهادی به نام شورای نگهبان متجلی شود، به چه میزان سیاه یا سفید خواهد بود. از زمانیکه شورای نگهبان در تیرماه ۱۳۵۹ شکل گرفت تا به امروز عمری ۳۵ ساله را طی کرده و در این میان هزاران نفر مجوز ورود به عرصه قدرت سیاسی را دریافت کرده اند و هزاران نفر نیز به دلایلی از آن بازمانده اند.

با حملات و هجمه هایی که در دوره های اخیر انتخابات به نهاد شورای نگهبان وارد می شود، این فرضیه در ذهن شکل می گیرد، شاید حالت آرمانی مخالفان شورای نگهبان، نبود این نهاد باشد و این فرضیه مابه ازی واقعی در اظهارات برخی از فعالین سیاسی نیز دارد که انتخابات در ایران را با کشورهای دیگر مقایسه می کنند و از نبود نهاد نظارتی در آن کشورها می گویند. حال بماند که در سایر انتخابات در نهایت سازوکاری های برای نظارت و فیلتر نامزدهای انتخاباتی وجود دارد که حتی فضای بسته ای برای فعالیت مستقل خارج از این فضا ایجاد می کند.

اوایل انقلاب اسلامی کار نهادسازی و تدوین قانون اساسی با تاکید امام خمینی (ره) به سرعت انجام گرفت ولی در نبود نظارت های قوی و استاندارد، مجالس اول و انتخابات ریاست جمهوری، باعث ورود افرادی به عرصه قدرت سیاسی شد که خسارات زیادی به کشور و انقلاب در همان سال های ابتدایی وارد کردند و نیروی زیادی نیز از قوای کشور برای مقابله با نابسامانی ها گرفته شد. حتی برخی از عناصر ناکارآمد و منافق نیز به واسطه چنین فضایی و وجود افراد ضعیف یا خائن به نهادهای اصلی کشور نفوذ کردند که یکی از بدترین فجایع آن زمان، انفجار مقعر نخست وزیری و حزب جمهوری اسلامی بود که به شهادت برخی از شایسته ترین و امین ترین مسئولان و یاران امام و نظام شد.

این خسران های غیرقابل جبران در حالی شکل گرفت که نهادی مانند شورای نگهبان شکل نگرفته بود یا همچنان در حال تثبیت موقعیت خود بود. اما با قدرتمند شدن این نهاد و پشتیبانی امام خمینی (ره) از آن، ناخالصی های کمتری وارد سیستم شد و چالش ها از این بابت کمتر گردید.

اگر شورای نگهبان نبود چه اتفاقاتی در کشور روی می داد. اینکه ایران بخواهد به اسم آزادانه ترین انتخابات جهان، نظارت و فیلتر داوطلبان ورود به عرصه سیاسی را حذف کند آیا دموکراسی برقرار می شد یا ثبات و امنیت کشور همچنان پابرجا بود.

مشاهد و بررسی مجلس اول شورای اسلامی شاید جواب برخی از سوالات را بدهد. زمانیکه شورای نگهبانی وجود نداشت ولی با این حال سازوکاری از سوی شورای انقلاب برای نظارت بر نامزدها و برگزاری انتخابات وجود داشت. در این مجلس طیف های مختلفی از جناح ها و گروه های سیاسی توانستند وارد مجلس شوند. از تودی ها، مجاهدین خلق و ملی مذهبی ها گرفته تا جریان های اسلامی مانند حزب جمهوری اسلامی. با وجود این مجلس متنوع، اما کشور شاهد پرآشوب ترین مراحل تاریخ خود بود. زدوبندهای سیاسی در مجلس بسیار بود. برخی همچون دوران مشروطه به مانند انگلوفیل ها و روسفیل ها رفتار می کردند. مجاهدین خلق به دنبال به انداختن ایران به دامن شوروی بودند و برخی از نماینده ها نیز نقش وکیل مدافع غرب و آمریکا را بازی می کردند. این عناصر توانسته بودند به خاطر جو انقلابی رای مردم را در آن شرایط هیجانی جذب کنند و وارد مجلس شوند.

 

 

همزمان با رای به عدم کفایت بنی صدر در مجلس شورای اسلامی ،مسعود رجوی در یک اقدام جنون آمیز به تروریستهای منافقین دستور داد با هرچه در دست دارند به خیابانها ریخته و هرکه را طرفدار امام و نظام یافتند ترور کنند، در این اقدام جنایتکارانه بسیاری از مردم بی گناه تنها به جرم داشتن عکس امام در داخل مغازه یا داشتن محاسن بلند و یا پوشش و حجاب اسلامی به شدت مضروب شده و عده ای نیز به شهادت رسیدند.

در انتخابات ریاست جمهوری نیز کار به همین منوال بود. درست است بنی صدر در نقشی که بازی می کرد موفق بود اما اگر نهادی مانند شورای نگهبان در آن زمان وجود داشت کسی مانند بنی صدر بازهم می توانست وارد عرصه انتخابات شود. هر چند امام خمینی توانست مانع حضور افرادی چون مسعود رجوی در این انتخابات شود. مسعود رجوی کسی بود که حتی به قانون اساسی کشور رای نداده بود و بعد از چندماه ثابت کرد چه عنصر خطرناکی برای کشور بوده و خیانت های او تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است. به مدت کوتاهی ناخالصی بنی صدر نیز مشخص شد ولی کشور و نظام برای حذف او و برکناریش هزینه های نیز پرداخت کردند که یکی از نمونه های آن دخالت و تصمیمات نادرست بنی صدر در جنگ و حذف نیروهای انقلابی از بدنه نظام بود.

حال بازهم اگر شورای نگهبان شکل نمی گرفت و نظارت دقیق و ریزبینی بر داوطلبان و انتخابات نبود، این روند بیمار ادامه پیدا می کرد و تا سالیان درازی کشور روی آرامش و ثبات در برنامه ها را نمی دید. ممکن است این شبهه ایجاد شود که مردم خود می توانند سره را از ناسره تشخیص دهند و فرد لایق را انتخاب کنند. اما باید این نکته را در نظر گرفت، بازی های سیاسی بسیار پیچیده تر از این شبهات ساده است. در شرایط فضای انتخاباتی و هیجانی شدن این فضا، افرادی می توانند با شعارهای پوپولیستی و خیال بافانه، رگ خواب برخی از مردم را در دست گیرند و به دنبال خود بکشند. شعارهایی را سر بدهند که امکان تحقق آن وجود ندارد اما گروهی از مردم به واسطه این شعارها رای خود را به سبد این دست از نامزدها بریزند. در انتخاباتی مانند مجلس که به صورت محلی برگزار می شود و برخی از داوطلبین با آرای زیر ۵۰ هزار نفر نیز می توانند وارد مجلس شوند، تحقق شرایط و جلب آرا چندان سخت نیست و در صورت نبود نظارت و فیلتر های قانونی، حتی افرادی با گرایش های سلطنت طلبی، منافقین و وابستگان به بیگانه، در پوشش هایی می توانند رای مردم را به خود جلب کنند.

مجلسی که بدین گونه شکل می گیرد، چه خدماتی می تواند به ایران عرضه کند جزء به آشوب کشاندن کشور و ایجاد موانع در مسیر پیشرفت کشور. اگر شورای نگهبان نبود و نظارتی بر داوطلبین انتخابات شکل نمی گرفت، جزء هرج و مرج چیزی نصیب کشور نمی شد و آزادی و دموکراسی به آرزوی بیش تبدیل نمی شد. ایران یا باید به سمت شرق غش می کرد یا به سمت غرب. نمایندگانی برای رسیدن به اهداف خود کل مجلس را به تعطیلی می کشاندند یا رئیس جمهوری پس از خیانت به کشور با لباس زنانه از ایران می گریخت. ثبات و امنیت پایدار و در نتیجه اقتصاد پویا، هیچ اعرابی در کشور نداشت.

حال باید از کسانی که آرزوی نابودی نهاد شورای نگهبان را دارند، آیا وضعیت پرآشوب بعد از آن را می توانند کنترل کنند. آیا می توانند مانع ورود افراد ناباب به ساختارهای سیاسی و تصمیم گیر کشور شوند. اینکه برخی با انتقاد و حمله به شورای نگهبان سعی در پاک کردن صورت مساله را دارند، خود زمینه ساز مسائل بسیار بزرگتری می شوند که می تواند به بهای نابودی کشور بینجامد. این تفکر که وجود شورای نگهبان باعث شکل گیری یک دستی حاکمیت و تنها وجود یک سلیقه شده است نیز موضوعی انحرافی است. در دولت ها و مجالس گوناگون شاهد وجود انواع اختلافات و سلیقه ها در موضوعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هستیم. حتی در دولت کنونی، مباحثی شکل گرفته که سبب اختلافات و انتقادات زیادی شده است اما نکته اساسی آنجاست که این مباحث منجر به هرج و مرج نمی شود و قابلیت کنترل نیز وجود دارد و اختلافات بر سر زدن ریشه های نظام سیاسی نیست.

درباره نویسنده

کفر متحرک به اسلام میرسد،ولی اسلام راکد،پدر بزرگ کفر است...سلمان ها در حالیکه کافر بودند،حرکتشان آنها را به اسلام و رسول منتهی کرد و زبیرها در حالیکه با رسول بودند،رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد؛ وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم. آری!باید مراقب رکودهای دنیا بود که در راس شان دل باختن به زر وزیور وتعریف و دنیاست...و گمراهی ما زمانی است که نه دنبال حقیقتیم،نه یاور حقیقتیم و نه تسلیم حقیقت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *