هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

دکترین فرهنگی ارتش آمریکا

دکترین فرهنگی ارتش آمریکاReviewed by حسین دیدبان on Jul 15Rating:

گروه جنگ نرم سانتریفیوژ مرکز فرماندهی نیروی زمینی ارتش آمریکا به تازگي (آپريل ۲۰۱۵) ابلاغيه‌اي را با عنوان «درك فرهنگي و موقعيتي» منتشركرده است. در اين ابلاغيه، نتايج پژوهش‌هاي فرهنگي و به خصوص مطالعات ارتباط بين فرهنگي كه در ساير كشورها انجام پذيرفته است،‌ به نيروهاي نظامي و ارتشي آموزش داده مي‌شود تا توانايي آن‌ها را در ارتباط با مردم مناطق دیگر و به ويژه فرهنگ‌هاي شرقي و عربي، افزايش دهد. هدف اين آموزش‌ها همان گونه كه در متن ابلاغيه به آن اشاره شده است، جلوگيري از شورش‌ها توسط اهالي آن مناطق عنوان شده است.

در تعريف ناتو، دكترين نظامي عبارت است از اصولي اساسی که نیروهای نظامی با استفاده از آن‌ها اعمال خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنند. با در نظر گرفتن اين تعريف، اين ابلاغيه نشان مي دهد كه دكترين نظامي آمريكا، چگونه از قدرت نرم و فرهنگ به منظور رسيدن به اهداف خود استفاده مي كند.

در ابتداي اين سند آمده است كه سند (ATP 3-24.3) يا همان درك فرهنگی و موقعیتی، بیان‌کننده تکنیک‌ها و روش‌های مورد استفاده در جنگ برای افراد و واحدهای نیروی زمینی ارتش آمریکا در سه سطح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی است. در ادامه عنوان شده است كه تکنیک ها و روش های تجویز شده در این سند، در هنگام رو به رو شدن با افراد و مراکز بومی منطقه به كار گرفته شده و براي ماموریت های نظامي و عملیاتی نقش حمايتي دارد. به عبارت ديگر مي توان گفت انجام ماموريت هاي نظامي و عملياتي بدون استفاده از اين تكنيك ها ناقص به نظر مي رسد و به كارگيري اين تاکتیک هاي فرهنگي است كه مي تواند موفقيت آميز بودن عمليات ها را تضمين كند؛ چرا كه به دنبال هر عمليات نظامي، امكان شورش و طغيان از درون منطقه آن وجود دارد و به منظور مقابله با آن، فهم دقيق فرهنگ منطقه و استفاده از اين تكنيك ها ضروري به نظر مي رسد. در حقيقت این سند بر مبنای دکترینی تحت عنوان «شورش، طغیانگری و مقابله با آن» که در (FM 3-24) آمده است طراحی شده است.

مخاطبان اصلی این سند تمامی اعضا در رسته‌های نظامی در نظر گرفته شده است و رعایت آن براي تمامی نیروهای ارتش ملی آمریکا ضروري است.

اين سند از يك مقدمه و پنج فصل تشكيل شده است كه مقدمه آن به توصيف نقش حياتي فرهنگ، در عرصه هاي نظامي مي پردازد. هم چنين به اين امر اشاره دارد كه میدان جنگ نامنظم، نیازمند درک فرهنگي از كشور ميزبان است تا بر اساس آن بتوان ذات تهديد و هر آنچه را که موجب به هم خوردن ثبات می شود، شناخت. بنابراین درک فرهنگ، در اداره کردن میدان های جنگ نامنظم، بسیار مهم و حیاتی است.

در ادامه مقدمه آمده است که سند حاضر در رويكردي متفاوت با آموزش هاي آكادميك و بر مبنای سندهای دکترینال قبلی مانند (ADRP 5-0) و (FM 3-24) که شرایط را به صورت جزیی و دقیق در نظر مي‌گيرند، طراحي شده تا افراد بتوانند با استفاده از آموزش‌های آن، در شرایط مختلف به درک موقعیتي صحيحی دست پیدا كند. درک صحیح موقعیت به سربازان و فرماندهان این امکان را می‌دهد که تصمیمات خود را با اطلاع قبلی و با شناخت کامل از منطقه عملیاتی خود بگیرند.

حیطه اثرات فرهنگی در بخش‌های مختلف

اثرات فرهنگی

تاریخ

فلسفه

دانش و فن‌آوری

علوم سیاسی

ادبیات

جغرافیا

جامعه‌شناسی

روانشناسی

حقوق، جرم، کیفر

مردم شناسی فرهنگی

آموزش

هنر، موسیقی، سرگرمی

زبان

مذهب

دانش نظامی

اقتصاد

ارتباطات

خوراک و نوشیدنی‌ها

در ادامه این سند بيان شده است كه درک موقعیت، درک فرهنگی و استفاده از اين دو اصل نياز به آموزش دارد و نبايد تصور كرد كه اين فرآيند، به طور ساده و با فرو رفتن ناگهانی در یک جامعه و یا محدوده ی عملیاتی به دست می آید. بنابراين توسعه ی مهارت و تخصص در زمینه ی فرهنگ و علم ژئوپلیتیک، براي تمامی نيروهاي ارتش، نیروی زمینی و رهبران آن ها نياز است و یکی از چهار زمینه ی اصلی علوم در تخصص های مختلف نظامی به شمار مي رود. در ادامه نيز از فرماندهان و رهبران خواسته شده است كه بر مبنای این استاندارد حرکت کنند تا سربازان نیز از آن ها تبعیت کنند. در صورتي که یک فرمانده نظامی، درک صحیحی از اوضاع فرهنگی و موقعیتی داشته باشند مي تواند در تعامل با شهروندان کشور میزبان، بیشترین اثر را بر مخاطبان خود داشته باشد و از سوي ديگر پيش شرط هاي شكل گيري شورش ها و طغیانگری های احتمالي منطقه را پیدا کرده و كنترل كند.

در ابتدای سند، مفاهيم فرهنگ، ارزش، نهادهاي اجتماعي و نقش مذهب توضیح داده می‌شود. در ابتداي اين بخش آمده است كه “یک ارتش بدون فرهنگ، یک ارتش کند و بی‌تحرک است و یک ارتش کند، نمی‌تواند بر دشمن غالب شود” (Mao Tse-tung)

در ادامه توضیح داده می‌شود که همه جوامع از یک ساختار پویای اجتماعی و یک فرهنگ تشکیل شده اند. همان طور که در یک سازمان نظامی، ساختار از گروه‌هایی هم چون تیپ، هنگ و گردان تشکیل شده است، در یک جامعه نیز ساختار اجتماعی از گروه ها، نهادها، سازمان ها و شبکه های محلی تشکیل می شود.

ساختار اجتماعی ارتباط میان گروه ها، نهادها و آحاد یک جامعه را شکل می دهد و در مقابل، فرهنگ شامل ایده ها، هنجارها، رسوم و کدهای رفتاری است که به احاد مردم درون یک جامعه معنا می بخشد. در واقع می توان گفت که فرهنگ یک کد مشترک بین یک گروه از مردم است که برای همه ی آن ها معتبر است. هم چنین باید به این نکته توجه کرد که فرهنگ هاي جوامع مختلف، به دليل تفاوت در مفاهيم زمان، گرايش ها، ارزش ها، اعتقادات، رفتار ها و هنجار ها با هم متفاوتند. به عنوان مثال، خانواده ها هسته نهادهای سازنده ی اجتماع هستند. اگرچه، تک همسری، تعداد فرزندان مورد انتظار، و یا انتظار زندگی با خویشاوندان، در جوامع مختلف بسیار متفاوت است. بنابراین؛ ساختار اجتماعی شبیه به یک ستون فقرات است که فرهنگ به عنوان ماهیچه ها در تعامل با استخوان ها عمل می کند. هر دوی آن ها به هم وابسته بوده، یکدیگر را تقویت می کنند و تغییر یکی از آن ها تغییر دیگری را موجب خواهد شد.

از دیگر تعاریف مطرح شده در سند، می توان به تعریف مفهوم ارزش و هنجار اجتماعی اشاره کرد. ارزش ها اعتقادات عمیقی هستند که برای یک فرهنگ، سازمان و یا هر فردی بسیار مهم هستند. هنجار اجتماعی نیز عبارت است از رفتاری که انتظار می رود مردم انجام دهند و با آنچه که مردم در واقع انجام می دهند متفاوت است! برخی از هنجارها اخلاقی هستند و برخی عادی و مرسوم اند. در این میان، برخی از هنجارها ممکن است در عملیات نظامی اثرگذار باشند. برای مثال نیاز به انتقام در هنگامی که عزت و شرافت افراد نادیده گرفته شود، رسوم تجارت منطقه از جمله چانه زدن و یا رشوه دادن، نحوه استفاده از ایما و اشاره و حرکات دست و نیز چگونگی رفتار با غریبه ها از جمله هنجارهایی محسوب می شوند که باید در درک فرهنگی و موقعیتی هر منطقه مورد توجه قرار گیرند.

در ادامه مذهب، به عنوان یک جز سازنده ی فرهنگ تعریف می شود و اینکه مطالعه آن برای مقاصد عملیاتی ضروری است. شناخت این موضوع که رهبران مذهبی چگونه انتخاب می شوند، چگونه آموزش داده می شوند و چگونه ساماندهی می شوند، برای نیروهای نظامی لازم است. هم چنین نیروها باید در رابطه با رهبرانی که شخصیت کاریزماتیک دارند و می توانند گروه ها را با استفاده از انگیزش مذهبی به شورش وادار کنند و موجب انجام عملیات های تروریستی بشوند نیز شناخت داشته باشند. هم چنین مکان های مقدس هم چون عبادتگاه ها وزیارتگاه ها و نیز زمان های مقدس مثل اعیاد و عزاداری ها باید شناسایی شوند تا مکان ها و زمان های حساس برای مردم آن جامعه، برای نیروهای آمریکا مشخص شود. هم چنین باید توجه داشت که ممکن است شورشیان، برخی مواقع مهم سال و زمان های مقدس را برای آغاز عملیات تروریستی خود انتخاب می کنند!

در بخش دیگری از سند، به تاثیر محاوره‌های و غیررسمی در برابر دیدارهای رسمی اشاره شده است و اینکه دیدارهای رسمی برای دادن پیشنهادات، به اندازه تزریق قطره چکانی و تدریجی ایده‌های نو در محاوره‌های معمولی و غیر رسمی موثر نیستند!

سپس برخی تفاوت‌های فرهنگی میان غرب و شرق بیان شده‌اند. برای مثال موارد زیر در این سند مطرح شده است:

– در مقایسه با غرب، بسیاری از فرهنگ‌های شرقی سطح بالایی از رسمی بودن دارند. مثلا در هنگام شنیدن یک گزارش، اگر در حال جویدن آدامس باشید، گوینده تصور خواهد کرد که به حرف‌های او گوش نمی‌کنید!

– در فرهنگ بسیاری از کشورهای خاورمیانه، ارتباطات به گونه‌ای است که سعی دارند که منظور خود را از طریق رفتارهای خود و به طور غیر کلامی بیان کنند. در حالی که کشورهایی مثل آمریکا و بریتانیا و آلمان، تاکید بیشتر برای ارتباط برقرار کردن بر روی ارتباط کلامی است. بنابراین، نیروها باید بر روی ارتباط خود بسیار حساس بوده و با دقت عمل کنند که چه حرفی را چگونه بر زبان می آورند. حرف زدن مستقیم و بی پرده می تواند موجب از بین رفتن تفاهم شده و تهاجم طرف مقابل را در پی داشته باشد.

– برخی فرهنگ‌ها مثل فرهنگ‌های غربی، موسوم به زمان- مونوکرومیک هستند که زمان بندی و برنامه‌ریزی بسیار برایشان مهم است اما در فرهنگ شرقی، موسوم به زمان- پلی کرومیک هستند که زمان بندی و دقت در انجام به موقع کارها برایشان اهمیت چندانی ندارد. نیروهای آمریکایی باید در این مورد از خود صبوری بیشتری نشان دهند!

نکته دیگری که در سند بر آن تاکید شده است شناخت دقیق جزییات فرهنگی رفتار افراد و تلاش برای مشابه آن‌ها رفتار کردن است. برای مثال در بخشی از سند آمده است که سعی کنید با لهجه عربی خودشان با آن ها سخن بگویید نه با لهجه خودتان! در ادامه نیز توصیه شده است که نیرو ها در جزییات رفتار خود هم چون چگونه دست دادن و حرکات دست و صورت خود به تفاوت‌های فرهنگی توجه کنند.

بخش پایانی سند نیز به روش‌شناسی آموزش فرهنگی پرداخته است. برای این منظور، یک روش آموزشی در سه سطح تبیین شده است که هرکدام شامل اقدامات خاص خود بوده و در مراحل مختلف آموزش، انجام می گیرد.

آموزش فرهنگي به نيروي زميني ارتش آمريكا // در حال ویرایش
برای دانلود خلاصه گزارش به زبان فارسی روی تصویر کلیک کنید

در ادامه نیز سه مرحله ی درک فرهنگی توضیح داده شده است که عبارت است از:

الف) آموزش فرهنگی (تلاش برای شناخت یک فرهنگ از طریق پرسیدن سوالات مختلف در موضوعات متفاوت)

ب) تمرین و کارآموزی فرهنگی (همان سوالات مرحله اول با نگاه عملیاتی)

ج) ادراک فرهنگی (با کمک دو بخش قبلی و به منظور اثرگذاری و انجام بهینه عملیات در منطقه ی مورد نظر)

آموزش فرهنگي به نيروي زميني ارتش آمريكا // در حال ویرایش

متدلوژی آموزش، کارآموزی و ادراک/ برای دانلود گزارش به زبان اصلی روی نمودار کلیک کنید

مرور این سند به خوبی نشان می‌دهد که چگونه غرب از نتایج تحقیقات و پژوهش های شرق شناسانه خود و مطالعه فرهنگ‌های شرقی، در جهت تقویت قدرت نرم خود و مقابله با کشورهای شرقی و مسلمان، بهره می‌گیرد!

اما در پایان باید اشاره کرد که غرب با وجود حجم گسترده مطالعات، پژوهش‌ها و آموزش‌های خود، که حتی آموزش‌های فرهنگی برای نیروهای نظامی را هم در بر می‌گیرد، در عملیات‌های نظامی خود نتوانسته است به موفقیت دست یابد و همان طور که رهبر معظم انقلاب فرموده اند در دهه‌های بیداری اسلامی و به ویژه سال‌های اخیر پس از شکست های پیاپی از ایران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطین و اینک مصر و تونس و … کوشیده است پس از شکست تاکتیک اسلام‌ ستیزی و خشونت علنی، به تاکتیک بدل‌سازی و تولید نمونه‌های تقلبی دست بزند!

اما راز آن که غرب چگونه با این حجم گسترده مطالعات و قدرت نرم فرهنگی و نیز قدرت نظامی خود نتوانسته است آن گونه که می‌خواهد به نتیجه برسد را باید در کلام رهبری جست. به گفته رهبر انقلاب، شکست دشمن در بیداری ملت‌ها است؛ چرا که بیداری ملت‌ها و بصیرت، می‌تواند تمام اندیشه‌ها و محاسبات استکبار را بر هم زند.

«واقع قضیه این است که کارزار فرهنگی از کارزار نظامی اگر مهم‌تر نباشد و اگر خطرناک‌تر نباشد، کمتر نیست» مقام معظم رهبري در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۹/۰۹/۹۲

یک ملت وقتی بیدار می‌شود، می‌تواند همه‌‌‌‌‌ محاسبات استکبار را به هم بریزد. کارخانه‌‌‌‌ای که آنها درست کردند، خط تولیدی که برای به ثمر رساندن اهداف استکبارى خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیداری یک ملت اینجور کُند یا متوقف میکند. اگر همه‌‌ی ملت های مسلمان بیایند توی میدان، چه می شود! اگر همه‌‌‌‌ی ملتهای مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگی را، همین حضور را پیدا کنند، چه اتفاقی در دنیا می افتد! … میخواهند صدای من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهای دیگر نرسد. می خواهند کاری کنند که ملتهای دیگر نفهمند تأثیر بیداری و بصیرت یک ملت در حوادث عالم چقدر است”

مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم ۱۹/۱۰/۸۸

درباره نویسنده

کفر متحرک به اسلام میرسد،ولی اسلام راکد،پدر بزرگ کفر است...سلمان ها در حالیکه کافر بودند،حرکتشان آنها را به اسلام و رسول منتهی کرد و زبیرها در حالیکه با رسول بودند،رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد؛ وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم. آری!باید مراقب رکودهای دنیا بود که در راس شان دل باختن به زر وزیور وتعریف و دنیاست...و گمراهی ما زمانی است که نه دنبال حقیقتیم،نه یاور حقیقتیم و نه تسلیم حقیقت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *