هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

زور، تانک و اجبار دیگر اثر ندارد

زور، تانک و اجبار دیگر اثر نداردReviewed by سانتریفیوژ on Jul 7Rating: ۵.۰زور، تانک و اجبار دیگر اثر ندارددهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند...

«دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند… این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند… این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند… این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد…»

عجیب است اما این حرف ها را بیش از بیست سال پیش سید مرتضی آوینی گفت. یعنی آن زمان هایی که ویدئو قاچاق بود! آن زمانی که «شبیخون فرهنگی» به استهزا کشیده می شد و تئوری توهم توطئه دهان به دهان خیلی ها می شد. آن روزها ناظر تیزبینی مثل آوینی این روزهای ما را دیده بود و نه تنها تمام واقعیت توطئه و خطر را شفاف بیان می کرد، بلکه ظرفیت های درون زای هویت خودمان را هم گوشزد می کرد تا خودباخته نشویم:

« اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است و هم بر حسینیه «دوکوهه» و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق او می گریسته اند. دنیای عجیبی است، نه؟»

 

ماجرای ما و ماهواره جدید نیست. اما عده ای دوست دارند این داستان مثل ذهن خیلی از مسئولان فرهنگیِ مرتبط با این موضوع همچنان دست نخورده باقی بماند. و این به دوره و دولت خاصی محدود نیست. هر کسی می آید و لگدی به آن می زند. البته گاهی اتفاق می افتد که مسئولینی از سر بی دغدغه گی ماجرا را رها می کنند، اما امان از آن وقتی که مدیرانی دغدغه ­مند که اطراف قضیه را نمی دانند و ابتدا و انتهایش را ندیده اند بخواهند یک شبه مشکل ماهواره را حل کنند. آن وقت است که یک روز با هلی کوپتر نیروها را هلی برن می کنند به خانه های مردم تا دیش ها را خم کنند و ببرند و یک روز هم همه خبرگزاری ها را دعوت می کنند تا جلوی آنها با تانک از روی ماهواره هایی که از مردم گرفته اند رد شوند و آنها هم خبرش را کار کنند تا بتوانند بهتر به مسئولین بالای سرشان بیلان (گزارش کار) بدهند.

بله بیلان! آمار، عدد و رقم و… . بلای جان کارهای فرهنگی جمهوری اسلامی!

از آن روزی که در نمایشگاهی نماد شبکه های اجتماعی را به صورت جمرات ساختند و مسئولین می آمدند و آنها را با سنگ می زدند، دیگر این تصاویر برایم عجیب نیست.

این تصاویر اصلا برایم عجیب نیست. این تصاویر یک نماد تمام عیار از سیاست های فرهنگی سی ساله جمهوری اسلامی است. این یک حقیقت مجسم از بیشتر کارهای فرهنگی این سی سال بعد از انقلاب است. کارهایی که تخم ترس می کارند و نفرت درو می کنند. و خدا رحمت کند سعدی را که فرمود: گر تو قرآن بر این نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی

اگر از اقدامات سلبی بگذریم در این سی ساله نگاه فرهنگی مسئولین ما همین بوده: «نگاه عمرانی و آرمانی». هرگاه حرف از کار فرهنگی شده مسئولان کاری جز ارائه عدد و رقم نداشتند. خیلی که به خودشان فشار آورده اند از همین کارهای نمادین تانک و رمی جمرات کرده اند و عکس هایشان را گرفته اند و… .

مقابله فرهنگی و رسانه ای این چندساله مسئولین با ماهواره نیز در این کارها خلاصه شد:

– یا برنامه هایشان را در «خنده بازار» های مختلف به شیوه های ابتدایی و سطحی و سخیف تر از سطح رسانه ملی به تمسخر گرفته اند

– یا در سیما یا شبکه نمایش خانگی به ناشیانه ترین شیوه های ممکن از روی برنامه های آنها کپی کرده اند و آن قدر در این تقلید بچه گانه پیش رفتند که آسیب های همان برنامه ماهواره ای را هم تکرار کردند

– و آخر اینکه در برنامه های گفتگو محور با حضور کارشناسان نه چندان رسانه ای تحلیل های آسیب شناسانه ارائه دادند و انتظار داشتند که با بیان این آسیب ها -البته اگر مخاطبان ماهواره آنها را می دیدند- آنهایی که به دلیل جذابیت برنامه ها مشتری ماهواره شدند دیگر سراغ ماهواره نروند!

و هیچکس در این سازمان عریض و طویل پیدا نمی شود تا مولفه های جذابیت ماهواره در بیاورد و بر اساس آن برنامه سازی کند. هیچکس نمی آید از رفتارسازی این برنامه ها الگوبرداری کند و برنامه ای مانند آنها بسازد. نه مدیران، نه کارشناسان، نه تهیه کنندگان بساز و بنداز!

در واقع «روش‌هایی که برای ایجاد باور مخاطب در صدا و سیما استفاده می‌شود برای گرفتن باور از مخاطب است صحنه را به صورت کاملا مصنوعی می چینند، دو تا عکس بی‌ارتباط با موضوع گزارش و فقط این باور را در مخاطب ایجاد می‌کند که همه چیز مصنوعی است در تصویر می‌بینیم! میکروفون را مثل بستنی رو به روی مصاحبه شونده می‌گیرند و شروع می‌کنند به پرسیدن شعارهایی کاملا کلیشه‌ای و مصاحبه شونده نیز که این مصاحبه را مثل سنت‌ الهی می‌پندارد شروع می‌کند به بیان جواب‌هایی کلیشه‌ای تر از آنها!»

خلاصه اینکه در این بین آنچه ما را از خطرات ماهواره در امان می دارد نه تانک است و نه هلی کوپتر و نه ست آپ باکس! بلکه نرم افزارهای فرهنگی خودمان است. دیگر نه فیلتر جواب می دهد نه نویز و نه … . (توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد!). آنجا که ویروس مثل روابط آزاد و بی قید تبلیغ می شود تنها نرم افزاری به نام حیا چاره کار است.

اوج مقاله انفجار اطلاعات آوینی همین مطالب را گفته است:

«و اما درباره خودمان. نباید بترسیم. حصارها تا هنگامی مفید فایده ای هستند که دزدان شب رو، بر زمین می زیند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود می آیند، چگونه می توان به حصارها اطمینان کرد؟ پس باید از این اندیشه که حصارهایی بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بیرون شد و «خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد. » باید در رو به رو شدن با واقعیت، به اندازه کافی جرئت و شجاعت داشت… می خواهم بگویم که خود ماهواره، در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: « ماهواره دارد می آید. » طنین این خبر تا آنجا هراسناک است که بسیاری، از هم اکنون فاتحه همه چیز را خوانده اند: هویت ملی، اخلاق، زبان فارسی… چنان که پیش از آمدن تلویزیون نیز سخنانی چنین در افواه بود.»

درباره نویسنده

کفر متحرک به اسلام میرسد،ولی اسلام راکد،پدر بزرگ کفر است...سلمان ها در حالیکه کافر بودند،حرکتشان آنها را به اسلام و رسول منتهی کرد و زبیرها در حالیکه با رسول بودند،رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد؛ وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم. آری!باید مراقب رکودهای دنیا بود که در راس شان دل باختن به زر وزیور وتعریف و دنیاست...و گمراهی ما زمانی است که نه دنبال حقیقتیم،نه یاور حقیقتیم و نه تسلیم حقیقت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *