هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

فتنه ۱۸ تیر ۷۸ ،شکست میلیشیای جنبش آمریکایی

فتنه ۱۸ تیر ۷۸ ،شکست میلیشیای جنبش آمریکاییReviewed by سانتریفیوژ on Jul 10Rating: ۵.۰فتنه ۱۸ تیر ۷۸ ،شکست میلیشیای جنبش آمریکاییدر سالیان پس از پیروزی اصلاح طلبان، جناح سیاسی پیروز سعی می‌کرد تا دانشگاه را به حیاط خلوت خود تبدیل کرده و در واقع روحیه استکبارستیزی دانشجو را در مسیری انحرافی بیندازد

در سالیان پس از پیروزی اصلاح طلبان، جناح سیاسی پیروز سعی می‌کرد تا دانشگاه را به حیاط خلوت خود تبدیل کرده و در واقع روحیه استکبارستیزی دانشجو را در مسیری انحرافی بیندازد؛ اما از سال‌های بعد از ۱۸ تیر ۷۸، بخش وسیعی از دانشجویان به خوبی متوجه این توطئه شده و راه نفوذ و مداخله افراطیون در دانشگاه را بستند.

در آستانه شانزدهیمن سالگرد یکی از بزرگترین فتنه‌های سیاسی و خیابانی کشور که به بهانه دانشگاه و به واسطه برخی دانشجونماها رقم خورد، بررسی علل شکل گیری و البته سرانجام عاملان و طراحان آن خالی از لطف نیست.

روزنامه‌های زنجیره‌ای یک پای ماجرای ۱۸ تیر۷۸

اواخر خرداد ماه سال ۷۸ و اوایل تیرماه که نزدیک به دو سال از آغاز دولت اصلاحات می‌گذشت، با گسترش هتاکی‌های نشریات زنجیره‌ای به باورها و عقاید دینی مردم، برخی از  نمایندگان مجلس این جریان را بر نتابیدند و زمینه را  برای مطرح کردن لایحه اصلاح قانون مطبوعات مناسب دیدند.

این موضوع که جزئی از قانون بر زمین مانده سال‌های گذشته بود، به محض مطرح شدن در مجلس با موجی از تیترهای درشت و تحریک کننده از سوی این نشریات و جریان رسانه ای مواجه شد. با توجه به فضای رسانه ای آن زمان که جز چند کانال محدود صداوسیما، فضای رسانه ای کاملا در سیطره این روزنامه‌های زنجیره ای بود، عموم مردم که از ریز موضوعات اطلاعی نداشتند گمان می‌بردند که اتفاقی اسف بار و در راستای خفقان عمومی در حال شکل‌گیری است.

در همین راستا روزنامه سلام با درج تیتر «سعید اسلامی (امامی) پیشنهاد اصلاح قانون را داده است»، سعید امامی کسی بود که برخی ادعا کرده بودند که در قتل های زنجیره ای سال ۷۷ دست دارد، اگرچه میزان درستی این ادعا با مرگ مشکوک او در بیمارستان، هیچگاه به درستی مشخص نشده؛ دوره ای جدید از آشوب‌های رسانه‌ای را بر پا کرد. این روزنامه که مدیر مسئولی آن به عهده موسوی خوئینی‌ها بود، با شکایت وزارت اطلاعات و جمعی از نمایندگان مجلس به جرم افشای اسناد طبقه بندی شده وزارت اطلاعات، توقیف شد.

توقیف روزنامه سلام کافی بود تا دیگر بار ارتش روزنامه‌های زنجیره ای بلوای شدیدتری به پا کنند و نهایتا فتنه‌ای را شروع كردند که ترمز آن را فقط رهبری و مردم انقلابی توانستند بکشند.

توقیف سلام؛ آغاز تشنج و درگیری در کوی دانشگاه

پس از این اقدام جمعی غیر دانشجو و لباس شخصی با همکاری دفتر تحکیم به کوی دانشگاه رفته و به تحریک دانشجویان پرداختند تا به اصطلاح علیه توقیف روزنامه سلام اعتراض کنند. ابتدا دانشجویان به خیال خود در حال اعتراض مسالمت آمیز بودند، شبیه آنچه همیشه اتفاق می‌افتاد و بدون دخالت نیروی انتظامی ختم به خیر می‌شد. اما ظرف چند ساعت عده‌ای فرصت طلب سوار بر این موج شده و کنترل اوضاع را در دست گرفتند.

از آن پس، دیگر شعارها راجع به روزنامه سلام و مسائلی از این دست نبود؛ بلکه شعارها علیه رأس نظام و همراه با خشونت و عربده‌کشی و آتش زدن اموال و بستن خیابان و اقدامات خشن دیگری بود که قطعا از دانشجویان بر نمی‌آمد. دامنه اعتراضات بالا گرفته بود و اعتراض دانشجویی به اغتشاش ضدانقلاب تبدیل شده بود و آتش خشم آشوب گران هیچ کس و هیچ چیزی را بر سر راه خود سالم نمی‌گذاشت. در مقابل نیز برخی نیروهای نظامی و انتظامی به مقابله با این اقدامات پرداختند که ورود گروه‌هایی به داخل خوابگاه‌های دانشجویی و درگیر شدنشان با دانشجویان، آغاز سناریو کشته‌سازی از این واقعه بود.

در این بین مسئولین دولت اصلاحات کجا بودند؟

پس از آغاز درگیری‌ها سعی شد تا با ارتباط گرفتن با موسوی لاری، وزیر کشور وقت، تصمیمی راجع به موضوع گرفته شود اما وی پس از تاخیر فراوان دستور بر عدم برخورد با آشوبگران داد و توضیحش گستردگی شورش‌ها بود که نیاز به برخورد را منتفی می‌کرد.

محمد علی ابطحی رئیس دفتر رئیس جمهور وقت در این باره می‌گوید: «دولت به آن اتفاقاتي که در خوابگاه رخ داد و به زد و خورد منجر شد و خشن شدن ارتباطات در جامعه و رفتن به خوابگاه، اعتقاد نداشت. اين‎‎ها را من ترديد ندارم. به يک اعتراض مدني دانشجويي هم اعتقاد نداشت. من يادم است در هيئت دولت بوديم، گزارش‎‎هايي آوردند که ترمينال جنوب آتش گرفته، بانکي در يکي از نقاط جنوبي تهران آتش گرفته، اين طرف آتش گرفته، آن طرف آتش گرفته… يعني يک تشنج سراسري بود و ديگر ربطي به اعتراض دانشجويي بهخاطر حمله به خوابگاه نداشت.(۱)»

رضا بلوکات از فعالین دانشجویی در سال ۷۸ با اشاره به نقش برخی مسئولین دولتی در غائله ۱۸ تیر معتقد است: «متأسفانه بخش قابل توجهي از اسناد مربوط به اتفاقات کوي دانشگاه ۱۸ تير ۷۸ در روزهاي پاياني دولت اصلاحات، معدوم و يا از وزارتخانه خارج شده است. قاعدتاً اين اسناد ابعاد مختلفي از موضوع را روشن مي‌کند و مي‌توان پيش‌بيني کرد در اين اسناد اطلاعات جديدي از نقش‌آفريني برخي عناصر دولتي و مسئولين وقت وزارت علوم در غائله کوي دانشگاه يافت شود. مگر بر کسي پوشيده است که حلقه ۳ نفره خانيکي، ظريفيان و تاج‌زاده در رابطه با طراحي و پيش‌بري پروژه کوي دانشگاه و غائله ۱۸ تير سال ۷۸ مورد اتهام هستند! (۲)»

تهران ۵ روز در بی مدیریتی به سر می‌برد و رئیس دولت اصلاحات به بسیج و سپاه اجازه ورود به این جریانات را نداد و این در حالیست که طبق مصوبه شورای عالی ملی اگر نیروی انتظامی قادر به برقراری امنیت و آرامش نباشد سپاه باید وارد صحنه شود.

حضور مسئولین دولتی آتشی بر خرمن فتنه کودتاگران

در طی این مدت حضور تعدادی از چهره‌های سرشناس احزاب و تشکل‌های جبهه دوم خرداد از جمله فاطمه کروبی، فائزه هاشمی، تاج زاده و… در کوی دانشگاه و در جمع دانشجویان نه تنها به آرام کردن غائله کمکی نکرد، بلکه دامنه آن را نیز گسترش داد.

اظهار نظرهای نسنجیده افرادی چون معاون دانشجویی وزیر علوم که می‌گفت: «اینها ما را هم که نشسته‌ایم می‌زنند چه برسد به شما که ایستاده اید»، طغیان این آتش را بیشتر می‌کرد و بر وخامت اوضاع می‌افزود و نهایتا مصطفی معین، وزیر علوم دولت خاتمی چاره کار را در استعفای مشکوکی دید که از سوی خاتمی پذیرفته نشد.(۳)

واکنش دولت اصلاحات به صورت هماهنگ و یکدست بی تفاوتی و وانمود کردن به بی‌خبری بود. وزارت‌خانه‌های علوم و کشور نیز کانون تهییج دانشجویان برای استمرار اعتراضات و پیگیری آن بود(۴) که باعث عدم فروکش کردن آتش آن جو آلوده می شد.

شکل گیری اصلاح‌طلبی افراطی عامل ایجاد حادثه ۱۸ تیر ۷۸

محمد علي ابطحي با تحلیل نقش اصلاح طلبان در این ماجرا می‌گوید: «جريان‌هاي افراطي هم در کشور شکل گرفته بودند؛ جريان‌هايي که در قتل‎‎هاي زنجيرهاي نقش پررنگي داشتند. افراطيگري‎‎هايي که در آن موقع در جريان منتسب به دوم خرداد شکل گرفته بود، … کمي فضاي جامعه را ملتهب کرد …. در راهپيمايي ۲۳ تير کسي که همه پيشنهاد ميکردند سخنراني کند رئیس دولت وقت بود. من فکر ميکنم شايد اگر  بخواهيم يکي از اشتباهات سياسيمان را بررسي بکنيم، اين بود که رئیس دولت نرفت آنجا صحبت کند.»

عاقبت جنبش دانشجویی نما و لیدرهای پروژه کشته سازی در کوی دانشگاه

امیرعباس فخرآور را باید از مهمترین چهره‌های ایرانی و دانشجویی دخیل در حوادث ۱۸ تیر ۷۸ دانست که فرامین کاخ سفید را در اطراف خیابان‌های کوی دانشگاه پیاده کرد.

احمد باطبی، از دیگر افراد تاثیرگذار در غائله ۱۸ تیر بود که با حمایت آمریکا از ایران فرار کرد و به اردوگاه اشرف رفت و سرانجام از کاخ سفید و همچنین دفتر نتانیاهو اسرائیلی سردرآورد.

باطبی خود اذعان داشته است پیراهن خون آلودی که در عکس معروف وی مشهود است در خانه به رنگ آغشته کرده تا نمادی برای آشوب بسازد و این عکس طبق یک برنامه‌ریزی از پیش هماهنگ شده توسط یک عکاس گرفته شد تا در ابعاد وسیع در روزنامه‌های دنیا منتشر شود.

در صورتی که جز برخی مصدومان سرپایی، عمده آسیب های ناشی از این درگیری ها متوجه نیروهای انتظامی و نظامی حاضر در صحنه شده بود.

پس از گریز فخرآور به همراه احمد باطبی از ایران، آمریکایی‌ها تصمیم می‌گیرند تا از وی به نحوی دیگر استفاده کنند و فخرآور را برای ماموریت جدید توجیه کنند تا وی خارج از مرزهای ایران، سرباز آمریکایی علیه کشور خود شود.

از همکاران فخرآور در وقایع ۱۸ تیر، می‌توان به فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس ششم، محسن مخملباف و همچنین علی افشاری اشاره کرد که پای ثابت تلویزیون دولت آمریکا یعنی VOA بودند.

منوچهر محمدی یکی دیگر از فعالین ۱۸ تیر ۷۸، در سخنرانی در جمع ضد انقلاب در خرداد سال ۱۳۷۸ با وجودی‌که هیچ مدرکی دال به دانشجو بودن وی در هیچ دانشگاهی وجود نداشت، به دروغ به دانشجو بودن خود تاکید کرده و بیان داشت: «حکومتی غیرمذهبی باید در کشور سرکار بیاید، بنده در بین دانشجویان هستم و سازمان دانشجویی را به عنوان یک سازمان غیرمذهبی اداره می‌کنم و به دلیل بودن با دانشجویان به خواسته‌های آنها واقف هستم.»

این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در دیدار با اقشار مختلف مردم در روز ۲۱ تیرماه سال ۷۸، نظر خود را در رابطه با اقدامات رخ داده در حادثه کوی دانشگاه تهران و اتفاقات پس از آن اعلام نمودند.

ایشان از همان ابتدای سخنرانی در این رابطه اظهارداشتند: «حرف‌های گفتنی زیاد است؛ اما مطلبی که از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی – بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت – به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. … هرکسی بوده، فرق نمی‌کند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی تخلّف می‌کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی‌که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.»

امام و امت فتنه را خاموش می کنند

۲۳تیر یعنی تنها ۵ روز بعد از آغاز آشوب ها، سالگرد شکست سخت کودتایی است که دست‌های خائن داخلی با آموزه و همکاری دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی، در تیرماه ۷۸ درصدد اجرای آن برآمده و حادثه کوی دانشگاه را رقم زدند. در این روز مردم مسلمان ایران با حمایت سراسری خود از نظام و رهبر انقلاب، راهپیمایی عظیمی برگزار کردند تا به کودتاچیان بفهمانند نقشه‌های آنان خواب آشفته ای بیش نیست.

به این ترتیب غبار فتنه ۱۸ تیر ۷۸ به همان سرعتی که آمده بود فرو نشست و تنها نتیجه آن آنطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند «باز شدن مشت استکبار جهانی» و «واکسینه شدن انقلاب» بود که آثار آن در هوشیاری مردم در فتنه ی عظیم سال ۸۸ به خوبی خودنمایی کرد.

پی نوشت:

۱- بخشی از مستند مصاف

۲- روزنامه کیهان تیرماه ۹۳

۲- گونه شناسی بحران۱۹۹

۳- نوشته علیرضا زاکانی ۲۴/۴/۹۱

درباره نویسنده

کفر متحرک به اسلام میرسد،ولی اسلام راکد،پدر بزرگ کفر است...سلمان ها در حالیکه کافر بودند،حرکتشان آنها را به اسلام و رسول منتهی کرد و زبیرها در حالیکه با رسول بودند،رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد؛ وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم. آری!باید مراقب رکودهای دنیا بود که در راس شان دل باختن به زر وزیور وتعریف و دنیاست...و گمراهی ما زمانی است که نه دنبال حقیقتیم،نه یاور حقیقتیم و نه تسلیم حقیقت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *