هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

نقدی بر هاشمی در جلسه تاریخی خبرگان

نقدی بر هاشمی در جلسه تاریخی خبرگانReviewed by سانتریفیوژ on Jan 2Rating: ۵.۰نقدی بر هاشمی در جلسه تاریخی خبرگانبه نظر می‌رسد بر خلاف ادعاهای چند سال اخیر و تلاش‌های هدفمند رسانه‌ای برای القای نقش آقای هاشمی در رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای، حقیقت چیزی غیر از این است. با مرور اجمالی موضع‌گیری‌های آقای هاشمی در آن جلسه می‌توان ادعا کرد ایشان نه تنها تلاشی برای قبولاندن این انتخاب به اعضای جلسه نداشته بلکه شواهد و قرائن چیزی خلاف این را نیز به اثبات می‌رساند.

ادعای خلاف واقع نقش هاشمی رفسنجانی در رهبری آیت الله خامنه ای با چه هدفی القاء می شود؟

انتخاب حسینعلی منتظری در سال ۶۴ به عنوان قائم مقام رهبری و انتخاب آیت الله سید علی خامنه‌ای در خرداد ۶۸ به سمت ولی فقیه و جانشین امام خمینی رحمت الله علیه بی‌تردید دو تصمیم مهم خبرگان رهبری از بدو تاسیس این نهاد (سال ۶۲) تاکنون به‌شمار می‌رود. به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران جلسه مهم‌تر و معروف به جلسه تاریخی خبرگان، جلسه تعیین جانشین حضرت امام (ره) در نیمه خرداد ۶۸ است.
از این روی بررسی موضع‌گیری‌ها، سخنرانی‌ها و از همه مهم‌تر نحوه اداره آن جلسه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که می‌تواند پس از گذشت ربع قرن حقایق بسیاری برای نسل سومی‌های علاقه‌مند به دانستن تاریخ انقلاب، روشن سازد. رییس جلسه آیت الله مشکینی بود اما رسماً جلسه توسط آقای هاشمی اداره شد. همانطور می‌دانیم آقای هاشمی ابتدا مسئله شورای رهبری را مطرح کرد، این اقدام سوال‌های مهمی را به ذهن متبادر می‌کند؛
آقای هاشمی با وجود اطلاع از نظر امام، ابتدا رهبری فردی را مطرح کرد.
اگر گزینه شورایی رای می‌آورد تکلیف نظر امام خمینی در مورد شایستگی رهبری آقای خامنه‌ای چه می‌شد؟
آقای هاشمی در اقدامی خلاف عرف از مخالفین شورایی خواست قیام کنند. (آرای ممتنع به آرای موافق شورایی اضافه ‌شد)
با وجود اختلاف بسیار زیاد آرای مخالف و موافق شورایی، آقای هاشمی سه مرتبه رای گیری را به امید تغییر آرا تکرار کرد.
با وجود شکست شورایی اداره شدن قوه قضاییه و تجربه تلخ تقسیم قدرت در قوه مجریه، اصرار آقای هاشمی بر شورایی شدن رهبری با توجه به تجربه ناموفق گذشته و آگاهی از مشکلات پیش روی شورایی، جای تعجب دارد. برخی بر این باورند فراهم بودن مقدمات رییس جمهوری آقای هاشمی و همچنین سمت جانشینی فرماندهی کل قوای ایشان کافی بود که با شورایی شدن رهبری و عضویت ایشان در شورا، دیگر اعضا به حاشیه رانده شده و خود محوریت نظام را به‌دست گیرد!
به هر تقدیر و علی رغم میل آقای هاشمی شورایی رای نیاورد و بررسی گزینه فردی در دستور قرار گرفت. آیت الله گلپایگانی اولین گزینه فردی بود که تنها با اقبال ۱۴ عضو خبرگان مواجه شد و سپس نام آیت الله خامنه‌ای مطرح شد. آقای هاشمی در این مقطع که انتخاب آیت الله خامنه‌ای قریب الوقوع بود و می‌دانست نظر اعضا روی چه کسی است و پس از علنی شدن اعتراض آقایان شبستری و معصومی که پیش‌تر چندین بار درخواست آنها مبنی بر نقل خاطره امام را رد کرده بود، اقدام به نقل خاطره کرد، به عبارتی نوشتاروی پس از مرگ سهراب!
ذکر چند نکته در این خصوص نیز ضروری به‌نظر می‌رسد؛
به گفته بسیاری از اعضای خبرگان، گزینه دیگری غیر از آیت الله خامنه‌ای برای رهبری وجود نداشت و بیان خاطره تنها سرعت انتخاب فرد مورد نظر را بالا برد.
آقای هاشمی با رد شدن گزینه شورایی باز هم اقدام به نقل خاطره امام نکرد و اجازه داد نام آیت الله گلپایگانی مطرح شود.
در حالیکه آقای طاهری خرم آبادی به عنوان منشی جلسه شروع به نقل خاطره امام کرد، بلافاصله آقای هاشمی حرف را از دهان ایشان گرفت و خود خاطره را بیان کرد!
جناب هاشمی که از ذکاوت خوبی برخوردا است آیا نمی‌دانست خاطره امام یک خاطره معمولی نیست بلکه بیان حقیقتی مسلم از زبان کسی است که ذره‌ای اغراق در تمجید از افراد نداشته و سخن او حجت شرعی است و نباید لحظه‌ای در نقل آن درنگ می‌کرد؟
به نظر می‌رسد بر خلاف ادعاهای چند سال اخیر و تلاش‌های هدفمند رسانه‌ای برای القای نقش آقای هاشمی در رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای، حقیقت چیزی غیر از این است. با مرور اجمالی موضع‌گیری‌های آقای هاشمی در آن جلسه می‌توان ادعا کرد ایشان نه تنها تلاشی برای قبولاندن این انتخاب به اعضای جلسه نداشته بلکه شواهد و قرائن چیزی خلاف این را نیز به اثبات می‌رساند.
وقتی امام خمینی به صراحت می‌فرماید: “شورایی خیلی جواب نمی‌دهد و فرد بهتر و زودتر تصمیم می‌گیرد” و در جای دیگر می‌فرماید: “با وجود آقای خامنه‌ای نگران نباشد” و یا “آقای خامنه‌ای شایسته رهبری است”، یعنی با اظهر من الشمس بودن نظر امام بر رهبری فردی و آن هم آقای خامنه‌ای، ایشان تشخیصی غیر از تشخیص امام داشت، یعنی هم تمام قد پای شورایی ایستادید و هم در آخرین لحظه مجبور به بیان خاطره شد. جالب آنکه پس از گذشت بیش از  ۲۵ سال از نظر امام، ایشان هنوز شورایی را مفید‌تر می‌داند و بیان داشته: “طرفدار شورای رهبری بودم و بر همان نظر هستم”.
اما سوالی از جناب آقای هاشمی:
با فرض وجود رهبری شورایی و مفید بودن آن و با احتساب اینکه حضرتعالی عضوی از اعضای شورای رهبری ‌بودید، در جریان فتنه ۸۸ چه سرنوشت شومی در انتظار نظام اسلامی بود؟ نظامی که از قضا یکی از اعضای شورای رهبری آن از حامیان اصلی سران فتنه محسوب می‌شد!
آقای هاشمی اخیرا بیان داشته‌اند؛”مردم عاشق امام و در مرحله بعد رهبری هستند”، در پاسخ باید اظهارداشت؛ مردم بر خلاف برخی خواص، رهبری را جدای از امام نمی‌داند که بخواهد به یکی بیش از دیگری عشق بورزد و صد البته که بیان اینگونه مطالب، انحراف درتبعیت از ولایت فقیه است که می‌تواند سرآغاز فتنه‌های دیگری شود.
به هر تقدیر خبرگان ملت با برگزیدن فرد اصلح مورد نظر امام و امت و با عبور از بعضی کارشکنی‌ها به قول رییس وقت خبرگان آیت الله مشکینی انتخابی کردند که انشاالله رضایت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا را نیز در پی داشته است.

(انهم یکیدون کیدا و اکید کیدا)

 

* جعفر روشنی- کارشناس ارشد علوم ارتباطات

درباره نویسنده

با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه‌ای آرامتان نمی‌گذارند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *