هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ کَفي‏ بِاللَّهِ شَهيداً | سایت در حال تغییرات ظاهری میباشد!


۲۳۴×۶۰
۲۳۴×۶۰

گفتار ششم

گفتار ششمReviewed by حسین دیدبان on Jul 14Rating:

اندیشه‌ی اصلاح‌طلبان در رابطه با دموکراسی …
جریان اصلاح‌طلبی در ایران مفهومی نو و جدید است. این جریان به مفهوم امروزی آن در دوران قبل از انقلاب وجود نداشته و ساخته‌وپرداخته‌ی گروهی است که بعد از انقلاب اسلامی بر سر کار آمدند. پیروزی رئیس دولت اصلاحات در انتخابات ۱۳۷۶، و شعار رسمی وی مبنی بر اصلاحات و تشکیل دولت اصلاحات، این اصطلاح را به مفهومی آشنا در ادبیات سیاسی ایران تبدیل کرد.

این گروه در آغاز مدعی بود که خواهان حکومت با آموزه‌های دینی است، به‌طوری‌که رئیس دولت اصلاحات از رهبران و نظریه‌پردازان اصلی این جریان در نقد از انقلاب مشروطه در فاصله‌ای کوتاه از پیروزی انقلاب، یکی از آسیب‌های مشروطه را تقلید کورکورانه از دموکراسی غربی بدون توجه به فرهنگ بومی کشور معرفی کرد:
«ما در این مدت دراز [پس از مشروطه] دموکراسی را جستجو می‌کردیم بی‌آنکه این جستجو ریشه در تاریخ و فرهنگمان داشته باشد و دیدیم که به کجا رسیدیم… و دیدیم که از متن دموکراسی‌مان رضاخان درآمد…این است که وقتی با رضاخان و محمدرضا خان هم درافتادیم و حکومت آنان را نفی کردیم، در مقام اثبات خواستار لیبرالیسم شدیم یا سوسیالیسم یا ترکیبی از این دو». [۱۰]
اما با گذشت زمان و روی کار آمدن اصلاح‌طلبان، به‌تدریج تغییراتی که بیشتر در اندیشه و عمل این افراد به وجود آمده بود به زبان نیز بیان شد.. چنانکه عبدالکریم سروش یکی از تئوری پردازان جبهه اصلاح‌طلبی برخلاف دیدگاه‌های قبلی با تأکید بر جدایی دین از سیاست می‌نویسد: «حقیقت دین، همان تجربه فردی دینی است که در مورد پیامبران «تلقی وحی» نام گرفت و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی ندارد.» [۱۱]
اصلاح‌طلبان برخلاف امام که حکومت اسلامی را فراتر از دموکراسی و لیبرالیسم معرفی و دین اسلام را عامل این برتری دانسته‌اند، به تقلید از دموکراسی غرب تأکید کرده و معتقد بودند دین مانعی جهت تحقق دمکراسی است. سخنان برخی از سران این جریان به‌خوبی مؤید این مطلب است: «تفکر شیعه‌گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.» و یا اینکه: «سیره حضرت علی (ع) و سایر فرق مذهبی صدر اسلام، دموکراسی در انتخاب رهبری و عدم تعیین رهبر برای مردم بوده است.» [۱۲]

_______
[۱۰] سید محمد خاتمی، نگرشی به اصل ولایت‌فقیه، روزنامه کیهان، ۳/۹/۱۳۵۹.
[۱۱] روزنامه صبح امروز، خرداد ۹/۳/۷۸.
[۱۲] غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، ۲۳/۸/۷۸، ص: ۸.

درباره نویسنده

کفر متحرک به اسلام میرسد،ولی اسلام راکد،پدر بزرگ کفر است...سلمان ها در حالیکه کافر بودند،حرکتشان آنها را به اسلام و رسول منتهی کرد و زبیرها در حالیکه با رسول بودند،رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد؛ وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم. آری!باید مراقب رکودهای دنیا بود که در راس شان دل باختن به زر وزیور وتعریف و دنیاست...و گمراهی ما زمانی است که نه دنبال حقیقتیم،نه یاور حقیقتیم و نه تسلیم حقیقت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *